سيد احمد على خسروى

90

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در خواب كه روح خدائى موكّل بر ابدان كه نفس ناطقه‌اش مىگويند بعالم مفارقات كه عالم الواح دارد ارواح و سماوات باشد حركت كرده و آنچه را در آن عالم ديده پس از بيدار شدن بتوسط حواسّ باطن تحويل به اين عالم خواهد داد و همين دليل دو جنبه بودن اين بدن است و البته در گفتار آتيه مفصّلا ذكر خواهم نمود چون خوب نگاه كنيم مىبينيم كه حواس باطنه مانند شيشهء عكس است چنانچه عكس اشياء در آن شيشه نقش گرفته و به همان حال باقيمانده در نبطاسيّا ايضا كه حسّ مشترك است صور مرئيّات دو عالم نقش بسته و بدون علّتى از آن منفك نخواهد شد پس وقتى روح از اين بدن عنصرى خارج شد نه خروج تامّ و بمبدأ خود رفت و مرئيّات آن عالم را بمرئيّات عالم عنصرى بتوسّط نبطاسيا تبديل نمود بعد از مراجعتش به همين بدن روح خدائى معانى مرئيّات منتقشه در او را بتوسّط واهمه درك خواهد كرد . گفتار در دو جنبه بودن ذىروحست مىگوئيم اين بدن مركّبست از جسم و روح و اگر بگوئيم جسم بتنهائيست لازمست از صدمات دنيائى متالم نگردد زيرا جنس از جنس متالم نخواهد شد اگر سنگى را بسنگى بزنيم و لو يكديگر را هم بشكنند ابدا احساس دردى در آنها نخواهد بود و هرگاه آتش كمى را در آتش زيادى بگذاريم به عكس نتيجه خواهد داد به اين معنى كه حفظ آن آتش خواهد كرد نه موجب فناء آن پس ادراكش به درد از روح است كه جنبهء ديگر است نه از جسم چنانچه در عمل جرّاحى مشاهده شده حال سرّ كردن عضو بادويه مانند كلورفورم و غيره مريض احساس درد نخواهد كرد به اين دلائل دو بودن ذىروح ثابت و ادراك بمنافى نيز از طرف روح روشن لذا مىگوئيم ميت يعنى جسم بىروح به هيچ وجه احساس دردى از برايش نخواهد بود تا روز برگشت روح به اين بدنها كه بروز معاد و قيامت ناميده شده و عذابها و خوشيها تا بازگشت روح به بدن مختص روحست